«کسانی که اندکی عصبیاند، آن گونه که من بودم، برای پیمودن روزها همانند اتوموبیل دندههای متفاوت دارند. برخی روزها که کوهستانی و دشوارند و پیمودنشان بینهایت زمان میبرد و برخی دیگر سرازیزند که میتوان با شتاب تمام و آوازخوانان پشت سر گذاشت..
«...در آغاز دلدادگی بوسه چه طبیعی زاده میشود! چه فراوان یکی پس از دیگزی میجوشد! و چه دشواری است شمارش بوسههای ساعتی و گلهای گشتزاری در اردیبهشت.»
«آدمها معمولاً چنان برای ما بیاهمیتند که وقتی بدین گونه رنج و شادیهایمان را به یکی از ایشان وابسته میکنیم، میپنداریم که او از کائنات دیگری است، در هالهای از شعر میزید، زندگی ما را به گسترهای آکنده از هیجان بدل میکند که در آن بیش و کم به ما نزدیک میشود.»!!!
<<وقتی وقتی برای بهبود پیدا کردن نیست، وقت بیمار بودن نیست>>
در جستجوی زمان از دست رفته .

۱ نظر:
بوسه اگر بوسه باشد، هميشه طبيعی زاده می شود. اما اهورا، بعد از هر سختی، گشايشی ست.
nnn
ارسال یک نظر