یک تصادف فیزیولوژیکی است
که دست آخر
همسر انسان ،مادر فرزندانش
از آب در می آید
و آخر زندگی در خانه
در پختن شام برای دوستانت.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هان ای عقاب عشق! از اوج قله های مه آلود دور دست.. پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من... آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد! آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد!
۲ نظر:
كمي خود شيفته به نظر مي رسين،ولي اغلب آثارتون ارزش يكبار خوندن رو داره،وبعضي از اونها متفاوت وتاثير گذارن ناشناس
مرسی بابت نظر
ولی بهتر بود اینقدر روی ناشناسی ات
تاکید نمیکردی چون اون بالا مینویسه ناشناس...
ارسال یک نظر