
ديشب كه نسيم پيش گلها بوده است
از يك يكشان بند قبا بگشوده است
نرگس،تو مگو كجا وكي؟ بيهوده است
دامان تو هم به شبنمي آلوده است
هان ای عقاب عشق! از اوج قله های مه آلود دور دست.. پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من... آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد! آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر