
پروانه ها بر توری پنجره گشوده ی اتاقم مینشیند
به این امید که ماهتاب بنفش دیوار هایش
ترس ظلمت را از دل های رنگ رنگشان نقش ببازاند
اما افسوس
که توری رشته رشته ی پنجره همواره حائل است
در میگشایم
توری میدرم
به امید عشق ...
هان ای عقاب عشق! از اوج قله های مه آلود دور دست.. پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من... آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد! آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد!
۱ نظر:
برو خدارو شکر کن ما هرچی مگسه و پشه پشت توری اتاقمون جمع میشه:)
ارسال یک نظر