۱۳۸۸ اردیبهشت ۳۱, پنجشنبه

من و شب و دیوانگی



پروانه ها بر توری پنجره گشوده ی اتاقم مینشیند

به این امید که ماهتاب بنفش دیوار هایش

ترس ظلمت را از دل های رنگ رنگشان نقش ببازاند

اما افسوس

که توری رشته رشته ی پنجره همواره حائل است

در میگشایم

توری میدرم

به امید عشق ...

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۸, جمعه

قضاوت

به قضاوت می نشینیم
روح یکدگر را
بدون آنکه بدانیم
قلب هایمان
آنچنان بی مرز است
که هرگز در قلمرو وهم سبزش
هیچ دلی ،
دلی دیگر را
به بهانه تجاوز به حریمش
محاکمه نمیکند..