گذر گهی است پر ستم که اندرو به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هان ای عقاب عشق! از اوج قله های مه آلود دور دست.. پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من... آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد! آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر