۱۳۸۷ دی ۲۷, جمعه

لیمو شیرین طناز




وقتی که جسم انسان از بیماری ملتهب است و در تب حاصل از آن التهاب می سوزد ،آنوقت که این نازک جانی که دارد در برابر تمامی داروهای بشری هم مقاوم شده ، خوردن یک لیمو شیرین رسیده ،لهیب سوزان آن عفونت چرکین ریشه دار را بر طرف کرده هیچ، با شیرینی اش تمامی مسیر دستگاه هاضمه ات را بهبود می بخشد .
مغز انسان و با لطبع روح او نیز چنان مسیری دارد و چنان التهابی و چنان درمانی ..
این جاست که شعر بی نظیر حافظ را می توان چونان نوشی خواند که حتی در معرض سالیان سال گذر زمان بودنش هم این میوه تب فرو کش را تلخ نکرده و نخواهد کرد ..

خوب گفته است شاعر که: این همه نازک خیالی وین همه آشفته حالی ای بدوش افکنده گیسو از تو دارم از تو دارم
التهاب روحم را با کلامش می شویم..



گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
شیوه مستی و رندی نرود از پیشم
زهد رندان نوآموخته راهی بدهیست
من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم
شاه شوریده سران خوان من بی‌سامان
زان که در کم خردی از همه عالم بیشم
بر جبین نقش کن از خون دل من خالی
تا بدانند که قربان تو کافرکیشم
اعتقادی بنما و بگذر بهر خدا
تا در این خرقه ندانی که چه نادرویشم
شعر خونبار من ای باد بدان یار رسان
که ز مژگان سیه بر رگ جان زد نیشم
من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس
حافظ راز خود و عارف وقت خویشم


هیچ نظری موجود نیست: